« انت » بوده و فاعل مصدر متكلّم مىباشد .
مصنّف در شرح كافيه گفته است :
اگر كلمهاى كه با آن قصد بيان تعليل شدده مصدر نباشد سزاوار است آن را با لام يا كلمهاى كه قائممقام آنست بياوريم مانند :
سرى زيد للماء ( زيد در شب حركت نمود براى آب ) .
شاهد در « للماء » است كه مفعول له بوده منتهى چون مصدر نيست با لام جارّه استعمال گرديده .
و همچنين است : سرى زيد للعشب ( زيد در شب حركت نمود براى گياه ) .
و نيز مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
كلّما ارادوا ان يخرجوا منها من غمّ ( هرزمانيكه قصد كردند به جهت حزن و اندوه از آن خارج گردند ) .
شاهد در « من غمّ » است كه مفعول له بوده و چون مصدر نيست با « من » جارّه كه قائممقام لام است استعمال گرديده .
و همچنين مانند :
انّ امرئة دخلت النّار فى هرّة حبستها .
( همانا زنى داخل در آتش شد به جهت گربهاى كه حبسش كرده بود ) .
شاهد در « فى هرّة » است كه مفعول له بوده و چون مصدر نيست با « فى » جارّه كه قائممقام لام تعليل است آمده .
سپس مصنّف گويد :
و با وجود شروط جرّ ممتنع نيست مانند : لزهد ذا قنع .
شارح گويد :
مقصود اينستكه توهّم نشود مجرور شدن مفعول له با لام يا من و يا فى تنها در صورت نبودن شروط است بلكه بايد بگوئيم اگرچه شروط فراهم بوده و در مفعول له جمع باشند ولى معذلك هيچ امتناعى از مجرور شدن مفعول له در
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 918
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩١٨