تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
سپس شارح گويد : در اعراب اسم سابق برفعل دو وجه جايز است : الف : آنكه آن را بنا برابتدائيّت رفع دهى ، بنابراين در دو مثال سابق الذّكر مىتوانى بگوئى : ب زيد ضربته و زيد مررت به . ب : آنكه آن را نصب داده تا مفعول باشد براى فعل مقدّرى كه فعل مذكور آن را تفسير مىكند . لازم بتذكّر است كه بنا برنصب در ناصب اسم بين ادباء اختلاف است : جمهور از نحاة گفته‌اند : نصب اسم بفعلى است كه حتما بايد مقدّر بوده و با فعل مذكور از نظر لفظ و معنا موافق باشد مثلا در مثال : زيدا ضربته مىگويند : نصب « زيد » به « ضربت » مقدّر است كه با « ضربته » موافق مىباشد . مصنّف نيز در اين رأى از جمهور تبعيّت كرده و همچون ايشان حكم نموده باينكه اسم منصوب است بفعل مقدّر . برخى ديگر از ادباء گفته‌اند : ناصب اسم مذكور فعلى است كه بعد از اسم در كلام آمده لذا در مثال گذشته نصب « زيدا » را به ضربت دانسته‌اند . سپس شارح مىگويد : قائلين بقول دوّم خود با هم اختلاف نموده ، پاره‌اى گفته‌اند : فعل مذكور هم در اسم و هم در ضمير آن عمل كرده و دسته‌اى ديگر معتقدند فعل تنها در اسم ظاهر عمل كرده و ضمير از عمل ملغى مىباشد .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 797 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى