عمل نموده باشد بطورى كه اگر ضمير يا سبب يادشده نمىبود عامل در لفظ آن اسم و يا در موضع و محلّش عمل مىكرد .
مصنّف گويد :
اگر ضمير اسمى كه سابق است روى فعل را از آن اسم گردانده و باعث شود كه فعل در لفظ آن ضمير يا در محلّش عمل نمايد پس اسم سابق را بواسطه فعل مقدّر مضمرى كه با فعل ظاهر موافق است حتما نصب بده .
شارح گويد :
كلمه « فعلا » در متن مفعول است براى « شغل » و فاعل آن كلمه « مضمر » بوده و ضمير مجرورى در « عنه » به « الاسم السّابق » راجع بوده و ضمير در « لفظه » به « المضمر » عود مىكند و مراد از « المحلّ » محلّ مضمر مىباشد بنابراين مقصود از بيت مذكور آنست كه :
در باب اشتغال اسمى قبل از فعل قرار گرفته و ضميرى كه راجع به آن اسم است فعل مزبور را از عمل نمودن در آن اسم بازمىدارد و نحوه بازداشتنش چنين است كه فعل را به طرف خود جلب نموده تا فعل يا در لفظ آن عمل كند مانند :
زيدا ضربته ( زدم زيد را ) .
در اينمثال ضمير منصوب و مفعولى در « ضربته » ، ضربت را از عمل در « زيد » بازداشته و آن را به خود متوجّه ساخته لاجرم ، ضربت در لفظ ضمير عمل كرده است .
و يا در محلّ آن مثل اينكه ضمير در لفظ مجرور بوده ولى محلّا منصوب بفعل يادشده باشد مانند :
زيدا مررت به ( به زيد گذشتم ) .
در اينمثال ضمير در « به » مررت را از عمل در « زيد » بازداشته و آن را به خود مشغول ساخته است از اينرو مررت در محلّ آن عمل كرده و آن را منصوب ساخته اگرچه لفظش مجرور به باء مىباشد .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 796
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٩٦