ترجمه :
اگر ضمير اسمى كه سابق است فعل را از آن اسم روى بگرداند و باعث آن شود كه فعل در لفظ آن ضمير يا در محلّش عمل نصب نمايد .
متن : « 256 »
فالسّابق انصبه بفعل أضمرا * حتما موافق لما قد أظهرا
تجزيه و تركيب
فاء : رابط جواب شرط .
السّابق : اسم فاعل ، مفرد ، مذكّر ، مفعول است براى فعل محذوف كه « انصبه » مفسّر آن مىباشد .
انصب : فعل ، امر ، مفرد ، مذكّر ، حاضر ، متعدّى از ثلاثى مجرّد و ضمير مستتر فاعل آن مىباشد .
ه : ضمير ، مفرد ، مذكّر ، غائب ، مفعول براى « انصب » و جمله جواب شرط مقدّم مىباشد .
باء : جارّه ، عامل ، مبنى .
فعل : اسم ، مصدر ، مجرور به باء ، متعلّق است به « انصبه » ، موصوف .
اضمرا : فعل ماضى ، مجهول ، مفرد ، مذكّر ، غائب و ضمير نائب فاعلى در آن به فعل راجع است و جمله فعليّه صفت است براى « فعل » و الف آن اطلاقى است .
حتما : مفعول مطلق است و عامل آن « انصبه » مىباشد .
موافق : اسم فاعل ، صفت است براى « فعل » .
لام : حرف جارّ ، عامل ، مبنى .
ما : ماء موصوله ، مجرور به لام ، متعلّق است به « موافق » .
قد : حرف مهمل به معناى تحقيق .
اظهرا : فعل ماضى ، مجهول ، مفرد ، مذكّر ، غائب و ضمير نائب فاعلى در