و همچنين بايد بگوئيم :
همانطورى كه « كسى » از مفعول دوّمش الغاء نميشود ايندو فعل نيز ممتنع است از مفعول دوّمشان ملغى شوند .
سپس مصنّف مىگويد :
پس در نتيجه مفعول دوّم ايندو فعل در هرحكمى از احكام مفعول دوّم كسى صاحب اتّباع و پيروى است .
شارح گويد :
كلمه « ذواتّسا » در متن مصنّف يعنى صاحب اقتداء و بايد توجّه داشت اينكه مصنّف در متن بيان داشت مفعول دوّم ايندو فعل در تمام احكام همچون مفعول دوّم « كسى » مىباشد از آن تعليق استثناء شده چه آنكه نسبت بمفعول دوّم ايندو فعل تعليق جايز بوده اگرچه در مفعول دوّم « كسا » ممتنع است مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده است :
ربّ ارنى كيف تحيى الموتى .
( پروردگارا به من نشان بده چگونه مردهگان را زنده مىكنى ) .
شاهد در « ارنى » است كه از مفعول دوّم يعنى « تحيى الموتى » معلّق شده است .
قوله : فلاثنين به توصّلا : ضمير در « به » به همز راجع است .
قوله : فى علم هذه : مشار اليه « هذه » علم است كه به معناى « عرف » مىباشد .
قوله : علّم آدم الاسماء كلّها : ( آيه 31 ) از سوره بقره .
قوله : المتعدّيين لهما : ضمير در « لهما » به مفعولين راجع است .
قوله : فى كونه غير الاوّل : ضمير در « كونه » به مفعول دوّم « كسى » راجع است .
قوله : و فى جواز حذفه : يعنى حذف مفعول دوّم « ارى » و « اعلم » .
قوله : و فى امتناع الغائه : يعنى الغاء مفعول دوّم « ارى » و « اعلم » .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 699
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٩٩