شاهد در « علّم » است كه با تضعيف عين الفعل استعمال شده و « آدم » مفعول اوّلش و « الاسماء » مفعول دوّمش مىباشد .
و طبق مختار مصنّف در شرح تسهيل كه گفته :
متعدّى نمودن افعال را با همزه بيك مفعول قياسى است مىبايد متعدّى كردن « رأى » و « علم » با همزه باب افعال و بدين ترتيب دومفعولى استعمال نمود نشان قياسى باشد نه سماعى ولى سيبويه با اين رأى مخالفت كرده و قائل به سماعى بودن آن مىباشد .
سپس مصنّف گويد :
مفعول وّم از دو مفعول همچون مفعول دوّم كسى مىباشد .
شارح گويد :
مقصود اينستكه : مفعول دوّم از دو مفعول « ارى » و « اعلم » كه با همزه به دو مفعول متعدّى شدهاند حكم مفعول دوّم كسى را دارد يعنى همانطورى كه مفعول دوّم « كسى » مغاير با اوّل است مفعول دوّم ايندو فعل نيز با مفعول اوّلشان تغاير دارد مانند :
اريت زيدا الهلال ( هلال را به زيد نشان دادم ) .
در اينمثال ملاحظه مىشود كه « هلال » غير از زيد بوده همانطورى كه « جبّه » غير از « زيد » است در مثال :
كسوت زيدا جبّة ( به زيد جامه پوشاندم ) .
و نيز همانطورى كه مفعول دوّم « كسى » را جايز است حذف نمود مفعول دوّم ايندو فعل را نيز مىتوان حذف كرد مانند :
أريت زيدا ( به زيد نشان دادم ) كه در اينمثال مفعول دوّم « ارى » يعنى « عمروا » مثلا محذوف است .
چنانچه مىگوئى :
كسوت زيدا ( به زيد پوشاندم ) كه در اينمثال نيز مفعول دوّم يعنى « جبّة » محذوف است .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 698
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٩٨