را كه متضمّن هجو من است برايم ميفرستد .
شاهد در « نبئت » به صيغه مجهول است كه سه مفعول گرفته ، مفعول اوّل آن تاء كه نائب فاعل آن بوده و « زرعه » مفعول دوّم و جمله « يهدى الخ » مفعول سوّم آن مىباشد .
ولى مشهور در « نبّاء » آنست كه بنفسه بيك مفعول متعدّى بوده و با حرف جرّ بمفاعيل ديگر متعدّى مىگردد و بهرتقدير سيرافى نحوى « اخبر » را به « ارى » ملحق نموده و در تثبيت مدّعاى خويش به قول شاعر متمسّك گرديده :
و ما عليك اذا اخبرتنى دنفا * و غاب بعلك يوما ان تعودينى
يعنى : و نيست برتو باكى در وقتى كه خبر داده شدى كه من مريض هستم و حال آنكه غائب بود شوهر تو اينكه عيادت كنى مرا در روزى .
شاهد در « اخبرتنى » است كه به صيغه مجهول بوده و سه مفعول گرفته ، مفعول اوّل تاء است كه نائب فاعل بوده و مفعول دوّم ياء متكلّم و مفعول سوّم « دنفا » مىباشد .
و نيز سيرافى « حدّث » را به « ارى » ملحق نموده است مانند آنچه در قول حرث بن حلزه آمده :
او منعتم ما تسئلون فمن * حدّثتموه له علينا العلاء
يعنى : يا منع كرده و قبول ننموديد آنچنان مصالحهاى را كه سئوال كرده شدهايد از آن پس كيست آنكسى كه شما راجع به او خبر داده شدهايد ، براى او است برما علو درجه و رتبه مقام .
شاه در « حدثتموه » است كه به صيغه مجهول بوده و سه مفعول گرفته ، مفعول اوّل ضمير جمع بوده كه نائب فاعل است و مفعول دوّم ضمير غائب بوده و مفعول سوّم جمله « له علينا » مىباشد .
پس از آن شارح گويد :
ابو على « انباء » را به « ارى » ملحق كرده است مانند آنچه در بيت ميمون بن قيس وارد شده :