منعوتش يعنى « رجل » مبنى برفتح مىباشد .
يا منصوب باشد نظير : لا رجلا قبيحا فعله عندك .
( نيست جنس مردى كه فعلش ناپسند باشد نزد تو ) .
شاهد در صفت يعنى « قبيحا فعله » است كه منصوب است و متبوعش نيز منصوب مىباشد و نعت شبيه مضاف آمده .
و يا مرفوع مىباشد : لا رجل فيها ظريف
شاهد در « ظريف » است كه مفرد بوده و صفت براى « رجل » آمده و مرفوع مىباشد با اينكه موصوف مبنى برفتح است .
و نيز نظير : لا رجل قبيح فعله عندك .
شاهد در « قبيح » است كه صفت براى « رجل » بوده و مرفوع آمده .
سپس شارح مىگويد :
در نعتى كه موصوفش مبنى نيست نيز هم رفع جايز بوده و هم نصب .
يعنى اگر موصوف مضاف و يا شبه مضاف هم باشد در صفتش دو وجه جايز است ، رفع و نصب مثلا مىتوانيم بگوئيم :
لا غلام رجل ظريف و لا قبيحا فعله ظريفا .
سپس مصنّف گويد :
و در عطف اگر لفظ « لا » تكرار نشود آنچه را كه براى نعت منفصل از منعوت حكم نمودى جارى بنما .
شارح گويد :
مقصود از « عطف » ، معطوف مىباشد و حاصل مراد اينستكه :
اگر به اسم « لا » لفظى را عطف نموده بدون اينكه « لاء » را برسر آن درآوريم حكمش همچون حكم نعتى است كه از منعوتش جدا ذكر شده و بينشان فاصله افتاده ، بنابراين آن را حقّ ندارى مبنى نموده بلكه يا نصبش بايد داد و يا مرفوعش قرائت نمود مانند قول شاعر در مدح مروان بن حكم و فرزندش عبد الملك .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 639
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٣٩