نحو « لا احد زيد فيها » و امّا التّوكيد فيجوز تركيبه مع المؤكّد ، و تنوينه نحو « لا ماء ماءا باردا » قاله فى شرح الكافية .
قال ابن هشام : و القول بانّ هذا توكيد خطاء ، لانّ التّوكيد اللّفظى لا بدّ من ان يكون مثل الاوّل و هذا اخصّ منه و يجوز ان يعرب عطف بيان او بدلا ، لجواز كونهما اوضح من المتبوع . امّا التّوكيد المعنوىّ فلا يأتى هنا لامتناع توكيد النّكرة به كما سيأتى .
ترجمه و شرح :
تتمّه مبحث
شارح گويد :
مصنّف از بين توابعى كه براى اسم « لاء » مىآورند حكم بدل و تأكيد را ذكر نكرد فلذا ما در اينجا مناسب ديديم شمّهاى در اطراف ايندو سخن برانيم :
حكم بدل
امّا بدل : پس اگر نكره باشد حكم نعتى را داشته كه بين آن و منعوتش فاصله باشد مانند :
لا احد رجل و امرئة فيها ( نيست احدى يعنى مرد و زنى در خانه ) .
شاهد در « رجل » بوده كه بدل است از « احد » و حكم نعت مفصول را دارد يعنى مىتوان آن را بنصب و رفع هردو قرائت نمود .
و همچنين است عطف بيان از نظر آنان كه آوردن آن را در نكرات جايز مىدانند يعنى گفتهاند مىتوان اسم نكرهاى را بعنوان عطف بيان براى اسم ديگر آورد .
و امّا اگر بدل نكره نبود حكمش اينست كه فقط بايد رفعش داد مانند : لا احد زيد فيها ( نيست احدى يعنى زيد در خانه ) .
شاهد در « زيد » است كه معرفه بوده و بدل از « احد » آمده و تنها