مانند :
لا رجل ظريف فيها ( نيست جنس مرد ظريف در خانه ) .
شاهد در « ظريف » است كه تابع محلّ « لا » با رجل كه ابتدائيّت است مىباشد .
و بهرتقدير اگر چنين نمودى البتّه با انصاف و عدالت عمل كردهاى .
سپس مصنّف گويد :
نعتى كه مفرد و تالى اسم مبنى نبوده يعنى اگرچه مفرد است ولى پهلوى اسم لا درنيامده و بينشان فاصله است و نيز نعتى كه اصلا مفرد نيست نبايد مبنى گردد بلكه دو وجه در آن جايز است :
الف : نصب .
ب : رفع .
شارح گويد :
مقصود مصنّف از « غير ما يلى » نعتى است كه منعوتش مبنى بوده و خود مفرد مىباشد منتهى بين آن و منعوتش فاصله افتاده و منظور از « غير المفرد » نعتى است كه مفرد نباشد و همانطورى كه مصنّف در متن آورده ايندو نعت را فقط منصوب و مرفوع بايد خواند و بناء برفتح در آن جايز نيست .
امّا عدم جواز بناء برفتح بخاطر آنست كه در اوّل يعنى نعتى كه مفرد بوده و بين آن و منعوتش فاصله مىباشد بواسطه اين فصل تركيب زائل شده و ديگر وجهى براى بناء در آن وجود ندارد .
و در دوّم يعنى نعتى كه مفرد نيست وجه عدم بناء اينست كه يا مضاف بوده و يا شبه آن مىباشد و هركدام كه فرض گردد نبايد مبنى گردد .
و بهرحال همانطورى كه گفتيم نعت در ايندو مورد يا منصوب است اعمّ از آنكه منعوتش مبنى بوده مانند : لا رجل فيها ظريفا
شاهد در « ظريفا » است كه بين آن و منعوتش يعنى « رجلا » ظرف كه « فيها » است فاصله شده فلذا تركيب از آن زائل گرديده و منصوب قرائت شده و
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 638
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٣٨