به ميّت دوّم رسيده وافى به تقسيمش بين ورثه ميّت دوّم بوده بدون اينكه كسرى بر آنها وارد شود هردو مسئله را مىتوان از مئله اوّل محاسبه كرد و يك عمل براى هردو كافى است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مثل اينكه مردى فوت كرد و از وى يك پسر و يك دختر و يك همسر باقى ماند و سپس قبل از تقسيم ما تركش همسر او نيز فوت نمود و از او نيز يك پسر و يك دختر باقى ماند غير از دختر و پسر شوهرش .
در اينجا فريضه اوّل را از بيست و چهار بايد حساب نمود زيرا سهم زوجه ثمن يعنى يك هشتم بوده و نصيب دختر و پسر سه تا مىباشد كه يكى به دختر و دو تا به دختر مىرسد و از ضرب عدد ( 3 ) در ( 8 ) رقم ( 24 ) تحصيل مىشود ، از اين مبلغ سه سهم كه ثمن است سهم زن بوده كه چون قبل از دريافت فوت كرده به وارثش يعنى دختر و پسر ميرسد بدون اينكه بر آنها كسر وارد شود زيرا يك سهم از آن به دختر و دو سهم ديگرش به پسر مىرسد لذا از همان مخرج مشترك مسئله اوّل كه عدد 24 است مسئله دوّم نيز تصحيح شده و نيازى به عمل ديگر ندارد بنابراين سه سهم از ( 24 ) به وارث زن داده مىشود كه دو تا تعلّق بپسر داشته و يكى از آن دختر است و بيست و يك سهم ديگر را به وارث مرد ميدهند يعنى چهارده سهم به پسر مرد و هفت سهم به دخترش .
در اين مثال وارث و استحقاق مختلف مىباشند .
امّا وارث بخاطر آنكه فرض اينست كه در مسئله اوّل دختر و پسر كه وارث زوج هستند با دختر و پسر زوجه فرق دارند .
و اما جهت استحقاق : در مسئله اوّل جهت نسبت بزن كه وارث
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 350
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٥٠