امّا فرموده اوّل يعنى توارث بواسطه نسب صحيح و فاسد جهتش اينست كه مسلمانان نيز بواسطه ايندو از يكديگر ارث مىبرند .
امّا نسب صحيح كه واضح و روشن است و امّا نسب فاسد همچون نسبتى كه بواسطه شبهه واقع و حادث شده باشد و اين شبهه در بين زردشتيان نيز موجود است چه آنكه ايشان از طريق اشتباه به مشروعيّت نكاح محارم معتقد هستند .
و امّا فرموده دوّم يعنى توارث به واسطه سبب صحيح نه فاسد : دليلش فرموده حقتعالى است كه در قرآن شريف آمده : و ان احكم بينهم بما انزل اللّه يا و قل الحق من ربّكم يا و ان حكمت فاحكم بينهم بالقسط .
و پرواضح است كه فاسد نه از مصاديق ما انزل اللّه بوده و نه از افراد حقّ محسوب شده و نه از جزئيّات قسط شمرده مىشود .
شارح ( ره ) مىفرماين :
از بين اقوال ، اين فرموده مصنف ( ره ) در متن به نظر ما اقوى مىباشد و مرحوم ابن ادريس حلّى به همين استدلال و حجّتى كه ذكر گرديد بر نفى فاسد از نسب و سبب احتجاج فرموده است ولى دانستيكه اين استدلال تنها براى نفى سبب فاسد به كار آمده و در نسب فاسد به آن نمىتوان اعتماد كرد چه آنكه فاسد در مذهب ما نيز واجب ارث مىشود چه رسد در مذاهب ديگران .
و امّا اخبارى را كه مرحوم شيخ الطّائفه به آنها تمسّك نموده و بدين وسيله رأى خود را اثبات فرمودهاند بايد گفت عمده و اهم اين اخبار همان خبر سكونى است كه آن هم امرش واضح و روشن مىباشد چه آنكه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 294
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٤