مجوس و زردشتيان وقتى به حكّام اسلام مراجعه نمودند و راجع به توزيع و تقسيم ارث از ايشان مدد خواستند در اينكه حكّام اسلامى چطور بين ايشان حكم نمايند بين فقهاء و علماء اختلاف است :
يونس بن عبد الرّحمن مىفرماين :
زردشتيان بواسطه نسب و سبب صحيح ارث برده نه سبب و نسب فاسد .
مرحوم ابو الصّلاح تقى حلبى و ابن ادريس نيز از ايشان در اين رأى متابعت كردهاند و دليلشان بر اين حكم آنست كه در شرع اسيلام غير نسب و سبب صحيح باطل بوده و اثرى بر آن مترتّب نيست از اينرو حاكم مسلمين نمىتواند بر آن اثرى بار نمايد .
مرحوم شيخ الطائفه و گروهى ديگر فرمودهاند :
زردشتيان بواسطه نسب و سبب ارث مىبرند اعمّ از آنكه اين دو صحيح بوده يا فاسد باشند و دليل بر اين حكم روايتى است كه سكونى از مولانا امير المؤمنين عليه السلام نقل كرده ، در اينروايت آمده است :
مجوسى اگر با مادر و خواهر و دختر خويش ازدواج نمود و سپس همسرش فوت كند هم از جهت اينكه وى مادرش بوده از او ارث برده و هم از حيث اينكه همسر و زوجهاش مىباشد .
و نيز امام صادق عليه الصلاة و السلام به كسى كه زردشتى را سبّ و دشنام مىداد و وجه آن را اين بيان ميكرد كه وى با مادرش ازدواج نموده پس از اينكه دشنام دهنده را منع و زجر نموده فرمودند مگر نمىدانى كه اين امر از نظر ايشان نكاح محسوب مىشود .
و نيز فرمودند :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 291
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩١