سپس مرگ پدر را فرض نموده تا فرزند نصيب خود را از وى به ارث دريافت كند و پس از ايندو فرض مال هريك به وارث زنده ديگرى منتقل ميگردد و اگر با ايندو كسى كه در مرتبه ارثى مساوى است مشاركت داشت يعنى او نيز فوت كرده باشد مثلا متوارثين كه در دريا غرق شدهاند يك برادرى داشته كه او نيز پس از مرگ آن دو فوت كرد با اين فرض كه از دو برادر غرق شده هيچ وارثى باقى نمانده مگر همين برادر كه او نيز بعد از مرگ آنها از دنيا رفته منتهى ورثه وى حيات دارند حكم اين است كه مال دو برادر غرق شده ابتداء تعلّق به برادرى كه پس از آنها فوت كرده پيدا كرده و آنچه وى از دو برادرش به ارث برده به ورثهاش منتقل مىگردد .
فرع ديگر
اگر متوارثين كه غرق شده يا ساختمان بر سرشان خراب گرديده هيچ كدام وارثى ندارند حكم آنست كه مالشان تعلّق به امام عليه السلام پيدا مىكند .
تبصره
برخى از فقهاء فرمودهاند :
حكم مذكور تنها اختصاص به غرق و همدم نداشته بلكه مىتوان آن را به هر سبب مرگى كه همراهش مرگ متوارثين مشتبه باشد تعدّى داد نظير قتل و آتش گرفتن و سوختن چه آنكه علّت و امرى كه موجب حكم در غرق و هدم هست يعنى اشتباه موت در موارد ديگر نيز وجود دارد و به مقتضاى العلّة يعمّم كما يخصّص بايد حكم را كه معلول علّت است و علّتش تعميم دارد ، تعميم داد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 287
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٨٧