سپس مرحوم شارح مىفرماين :
شيخ عليه الرحمه و جماعتى ديگر از فقهاء فرمودهاند :
در تحقق سائبه بودن عتيق و انتفاء ارث شرط است معتق براى تبرّى خود از ضمان جريره دو شاهد عادل اقامه نمايد بدليل صحيحه ابن سنان از مولانا الصادق عليه السلام كه فرمودند :
كسى كه مرد سائبهاى را آزاد نمايد از جريره عتيق بر عهده معتق چيزى ثابت نبوده و معتق نيز از ميراث او چيزى را نمىبرد ، البته بر معتق لازم و واجب است بر تبرى از ضمانش شاهد اقامه نمايد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
در اين حديث شريف هيچ دلالتى بر اشتراط اقامه شاهد وجود ندارد .
بلى در حديث ابى الرّبيع از مولانا الصادق عليه السلام مضمونى وارد شده كه دلالت بر اشتراط البته دارد ولى اين حديث از جهت سند قاصر مىباشد .
قوله : للاصل : ممكن است مقصود از آن اصالة عدم اشتراط الاشهاد بوده و احتمال دارد مراد از آن اصالة عدم الارث باشد .
قوله : و لانّ المراد الخ : اين عبارت تعليل است براى عدم اشتراط اشهاد فلذا مىتوان آن را مؤيد و قرينهاى دانست بر اينكه مقصود از [ اصل ] احتمال اوّل مىباشد تا بدين ترتيب دو دليل مرحوم شارح براى عدم اشتراط اشهاد اقامه فرموده باشند .
قوله : الى اشتراطه : يعنى اشتراط الاشهاد .
قوله : لصحيحة ابن سنان عن الصادق عليه السلام : اينروايت
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 173
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٣