الصادق عليه السلام " من أعتق رجلا سائبة فليس عليه من جريرته شيء ، و ليس له من الميراث شيء ، و ليشهد على ذلك ، و لا دلالة لها على الاشتراط ، و في رواية أبي الربيع عنه عليه السلام ما يؤذن بالاشتراط
و هو قاصر من حيث السند .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و همچنين اگر معتق از ضمان جريره عتيق تبرّى بجويد عتيق سائبه بوده ولو آنكه مولا در وقت تبرّى شاهد نگيرد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
گفته شد شرط ارث بردن معتق از عتيق اين است كه در وقت اعتاق مولا از ضمان جريره عتيق تبرّى نجسته باشد ، اكنون مىگوئيم :
همانطورى كه اگر مولا مملوكش را بواسطه سببى از اسباب موجبه آزاد كند ، مملوك سائبه است عينا در وقت اعتاق نيز اگر از ضمان جريرهاش تبرّى بجويد سائبه محسوب مگردد ولو آنكه در وقت تبرّى دو شاهد عادل بر تبرّى على اصح القولين نگرفته باشد و در نتيجه در اين صورت نيز معتق از عتيق ارث نميبرد چه آنكه اصل مقتضى است ارث ثابت نباشد يعنى اصل عدم ارث معتق از عتيق است .
و دليل بر اينكه چطور بدون اشهاد سائبه بودن محقّق شده و در نتيجه ارث منتفى مىگردد آنست كه :
گرفتن شاهد نقشى در اين حكم ندارد چه آنكه اقامه شاهدين به منظور اثبات تبرّى از ضمان جريره نزد حاكم مىباشد نه ثبوت آن بحسب واقع و نفس الامر و فعلا كلام و سخن در اين است كه ثبوت واقعى تبرى علّت سائبه بودن عتيق مىباشد بدون اينكه نيازى باثباتش نزد حاكم باشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 172
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٢