اينكه مخالف هستند حرام نيست و پرواضح است كه اين معنا منافات ندارد با حكم به حرمت از جهت ديگر همچون اخلال به شرط ذبيحه كه گفتن بسم اللّه مثلا باشد .
بلى ، مىتوان گفت :
اگر مخالف حيوانى را ذبح كرد و براى ما مشتبه بود كه وى بسم اللّه گفته يا آن را ترك كرده است در اين فرض ذبيحه حلال بوده و دليل آن سه امر مىباشد :
الف : اصالة الصّحة يعنى شك داريم كه ذبح صحيحا صورت گرفته يا بطور غير صحيح واقع شده اصالة الصّحة حاكم است به وقوع آن به نحو صحيح ، پس لازمهاش حلّيت آن مىباشد .
ب : ادلّهاى كه حكم به حلّيت ذبيحه اهل خلاف نموده اطلاق داشته و از اطلاقش مىتوان در مورد بحث استفاده كرد و آن را مشمول ادلّه مزبور قرار داد .
ج : مقتضاى ترجيح ظاهر بر اصل حكم به حلّيت است .
توضيح
از طرفى اصالة عدم التّسميه حاكم است كه ذابح يعنى مخالف بسم اللّه را در وقت ذبح نگفته است لذا عمل به اصل لازمهاش حكم به حرمت ذبيحه مىباشد .
و از جانب ديگر امر از دو حال خارج نيست :
1 - آنكه مخالف بوجوب تسميه قائل بوده .
2 - آنكه معتقد بوجوب تسميه نباشد .
در فرض اوّل حكم واضح و روشن است و امّا در صورت دوّم مىگوئيم :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 75
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٥