وجهى كه مىباشد معتبر است و چون وجه وقوعش وجوب بوده ( يعنى ذكر تسميه واجب است ) لاجرم بدون اعتقاد اگر واقع شود صادق نيست بگوئيم على وجهه واقع شده همچون عبادات واجبه نظير نماز و صوم و غيره كه چون واجب هستند از اينرو در صحّت وقوعشان شرط است مكلّف آنها را به قصد وجوب واقع ساخته و بوجوب معتقد باشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
قول اوّل از نظر ما اقوى است يعنى در صحّت تسميه اعتقاد بوجوب آن لازم نيست .
سپس مىفرماين :
وقتى ايمان و تشيّع را در ذابح شرط ندانستيم پس اينفعل از هر مخالفى اگر واقع شد مجزى و صحيح است .
قوله : لقول امير المؤمنين عليه الصّلوة و السلام : اين حديث را مرحوم صاحب وسائل در ج ( 16 ) ص ( 294 ) نقل فرموده است .
قوله : و مفهوم الشرط انّه اذا لم يذكر اسم اللّه عليه : ضمير در [ انّه ] به مفهوم شرط راجعست .
قوله : مع الذكر اعتقاد وجوبه : يعنى وجوب ذكر تسميه .
قوله : من صدق ذكر اسم اللّه عليه : ضمير در [ عليه ] به ذكرى كه شخص غير معتقد بوجوب آن گفته راجع است و اينعبارت اشاره است به دليل عدم اشتراط .
قوله : و من اشترطه اعتبر ايقاعه الخ : ضمير در [ اشترطه ] به ذكر راجع است چنانچه ضمير در [ ايقاعه ] نيز به ذكر عائد است و اين عبارت اشاره است به دليل كسانيت كه به اشتراط قائل مىباشند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 53
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٣