يعنى بقدرى تناول كند كه فوت نشود نه آنكه بيشتر از آن به حدّى كه مزاجش صحيح و توانا شده و نيروى از دست رفتهاش بازگردد ، از اينرو حمل مرحوم مصنف با علامه ( ره ) بيك معنا ناظر و راجع مىباشند .
سپس شارح ( ره ) مىفرماين :
اگر در حالت ضرورت غير خمر قائم خمر بوده و اثر آن را مىبخشد اگر چه آن نيز حرام باشد معذلك بر تناول خمر مقدّم است ، زيرا اخبار ناهيه كثيرهاى كه در اين باب ما را از تناول خمر بازداشتهاند لسانشان مطلق بوده بطورى كه حتى فرض اضطرار را نيز شامل مىشوند از اينرو با وجود قائم مقام خمر احتياط مقتضى است بسراغ خمر نروند .
قوله : و فى بعضها انّ اللّه تعالى الخ : اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج ( 17 ) ص ( 278 ) به اين شرح نقل فرموده است :
محمّد بن يعقوب ، از محمّد بن يحيى ، از محمّد بن احمد ، از يعقوب بن يزيد ، از محمّد بن الحسن الميثمى ، از معاوية بن عمّار قال :
سئل رجل ابا عبد اللّه عليه السلام عن الخمر يكتحل منها ؟
فقال ابو عبد اللّه عليه السلام : ما جعل اللّه فى محرّم شفاء .
قوله : فانّ من اكتحل الخ : اين مضمون را مرحوم صاحب وسائل در روايتى كه در وسائل ج ( 17 ) ص ( 279 ) نقل نموده چنين آورده :
محمّد بن يعقوب ، از محمّد بن يحيى ، از احمد بن محمّد ، از مروك بن عبيد ، از مردى ، از مولانا ابيعبد اللّه عليه السّلام قال :
من اكتحل بميل من مسكر كحلّه اللّه بميل من نار .
قوله : و حملها على الاختيار : ضمير مفعولى در [ حملها ] به اخبار راجع است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 376
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٧٦