و غير ايندو از محرّمات و ممنوعات ديگر .
و در ذيل [ عند خوف التلف ] مىافزايند :
مقصود اين است كه اگر حرام را نخورد خوف تلف شدن داشته باشد .
و در دنباله [ او حدوث المرض ] مىنويسند :
و يا اگر محرّم را تناول نكند خائف استكه مرضش زيادتر شود .
و پس از [ مع ظهور امارد العطب ] چنين مىفرماين :
مقصود اين است كه بفرض عقب ماندن از رفقاى قافله نشانههائى وجود دارد كه موجب هلاكت او مىگردد لذا مىتواند براى تجديد قوّه و رهائى از ضعف حرام را تناول نمايد و بدين وسيله خود را از هلاكت مظنون برهاند .
پس از آن مىفرماين :
مقتضاى اطلاق فرموده مصنف در اين مسئله آنست كه بين تناول شراب و غير آن از محرّمات ديگر فرقى نبوده و در وقت اضطرار و ناچارى تناول جملگى جايز مىباشد .
البته حكم به حلّيت در غير شراب اجماعى و اتفاقى است ولى در آن محلّ اختلاف و معركه آراء مىباشد :
برخى از تناول شراب بطور مطلق منع فرموده چه در حال اضطرار و چه غير آن امر ديگرى بجاى آن وجود داشته يا چنين نباشد .
و بعضى ديگر فرمودهاند :
در صورتى كه غير شراب بجاى آن نبوده و اثر آن را نبخشد تناولش جايز است و در غير اين صورت حرام است .
از ظاهر عبارت مرحوم مصنف در اينجا و صريح كتاب دروس استفاده
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 373
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٧٣