براى زوال چربى از موى خوك يا اجزاء ديگر طريق آن اينستكه جزء آلوده به چربى را مىبايد در كوزهاى كه از گل نپخته ساخته شده بياندازند و آن را روى آتش بگذارند تا چربى از آن بر طرف شود چنانچه آن را برد اسكاف از مولانا الصادق عليه السلام روايت نموده است .
و برخى ديگر از فقهاء فرمودهاند :
در وقت ضرورت استعمال موى يا جزء ديگر خوك مطلقا جايز است ولو همراه آن چربى باشد زيرا اطلاق روايت سليمان اسكاف بر آن دلالت دارد .
ولى در اين روايت آمده كه شخصى بعد از استعمال وقتى خواست نماز بخواند دستش را آب بكشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
هردو اسكاف را كه راوى دو خبر هستند برد اسكاف در روايت اوّل و سليمان اسكاف در روايت دوّم مجهول الحال بوده از اينرو بايد بگوئيم در فرض ضرورت استعمال جايز بوده و بدون آن ممتنع است زيرا اطلاق تحريم خوك شامل مورد نزاع كه موى و اجزاء ديگر باشد مىشود .
لازم بتذكّر است آب كشيدن دست زمانى واجب است كه با رطوبت مباشرت با موى يا جزء ديگر نموده باشد چنانچه حكم غير موى خوك از نجاسات ديگر همين است .
قوله : كغيره من اجزائه : ضمير در [ كغيره ] بشعر و در [ اجزائه ] به خنزير راجع است .
قوله : مطلقا : چه اجزاء ديگر صاحب روح بوده و چه اين طور نباشند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 346
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٤٦