بين اينكه محلّ تذكيه و سر بريدن حيوان موجود بوده و شخص حيوان را به حالت مذبوح يا منحور ببيند يا چنين نباشد يعنى مشهور كه آزمايش مذكور را موجب مشخص شدن مزكّى از ميته و رفع شبهه مىدانند بين اين دو صورت فرقى نمىگذارند چنانچه آنان كه علامت مزبور را غير قابل اعتماد و استناد دانسته نيز دو صورت را در حكم متّحد مىدانند و جهتش هم اين است كه :
ذبح يا نحر به تنهائى مستلزم حلّيت حيوان نيست زيرا ممكن است برخى ديگر از شروط حلّيت نظير تسميه يا استقبال قبله يا به كار بردن حديد تخلف كرده باشد چنانچه مذبوح يا منحور نبودن حيوان و به صورت عادى نبودن بلكه مضروب بودنش با شمشير و كارد و آلت برنده ديگر كه اثر مهلك در بدن آن گذارده دليل بر عدم تذكيه نمىتواند باشد زيرا احتمال آن مىرود كه حيوان بواسطه چموشى و طغيانى كه داشته زمينه براى مشروعيّت اين گونه از كشتن را فراهم كرده و ذابح لا علاج آن را به اين نحو از پاى درآورده و كشته كه شرعا تناولش حلال است البته مشروط به اينكه چنين احتمالى در حقّش روا باشد .
و خلاصه كلام آنكه شرط است در مورد شبهه امكان اين باشد كه حيوان به نحوى تذكيه شده باشد كه شرعا مباح بوده و نتوان از آن تناول نمود همانطوريكه در قبالش احتمال خلاف آن نيز وجود داشته باشد و با بودن چنين شرطى بين مشهور و ديگران اختلاف بوده ، آنان علامت مزبور را رافع شبهه قرار داده و اينان به آن اعتماد نكرده و استناد به آن را ضعيف شمردهاند .
قوله : و يمكن اعتبار المختلط بذلك : كلمه [ اعتبار ] يعنى آزمايش
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 342
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٤٢