خوك و كافر و فقاع و خمر .
و امّا اشيائى كه بالعرض نجس هستند مثل آب طاهرى كه بواسطه ملاقات با نجاست متنجّس شده باشد آنها نيز اگر چه حكمشان همچون اعيان نجسه بوده يعنى تناولشان حرام است ولى ذكرشان بعدا خواهد آمد .
و در ذيل [ و كذا يحرم المسكر ] مىفرماين :
اعمّ از اينكه مايع بوده يا جامد باشد اگر چه نجاست اختصاص به مسكرى دارد كه بالاصالة مايع مىباشد همچون شراب ولى در عين حال مسكراتى كه جامد نيز هستند تناولشان حرام مىباشد و ممكن است مرحوم مصنف از [ مسكر ] در اينجا خصوص مايع را اراده كرده باشند و قرينه بر اين كلام امثلهاى است كه بعدا ذكر فرمودهاند .
و اينكه ابتداء ايشان در اين مسئله متعرّض نجاسات شده و فرمودند : يحرم تناول اعيان النّجسه ، و پس از آن مسكر را آوردند با اينكه مسكر در نجاسات داخل بود اين امر از باب ذكر خاص بعد از عام بوده كه ارتكاب آن امر رائج و دارجى مىباشد .
و در ذيل هريك از امثله مذكور در متن چنين مىفرماين :
خمر : عبارت است از شرابى كه از انگور مىگيرند .
نبيذ : مقصود مسكرى استكه از خرما ساخته مىشود .
بتع : بكسر باء و سكون تاء دو نقطه يا بفتح باء شرابى است كه از عسل مىسازند .
فضيخ : با فاء و ضاد نقطهدار شرابى است كه از خرماى رسيده و نارس مىسازند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 301
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠١