قرار گيرد و يا احيانا در عرض آن بگذارند و اين حكم رأى مشهور از اصحاب بوده و مدرك آن روايت عمّار ساباطى از مولانا ابيعبد اللّه عليه السّلام است .
در اين روايت حكم به تحريم را چنين معلّل ساختهاند كه طحال وقتى سوراخ بود خون از زيرش جارى شده و به گوشتى كه در تحت آن قرار گرفته مىرسد و آن را آلوده و متنجّس مىكند از اينرو خوردن آن گوشت حرام مىشود بخلاف طحالى كه سوراخ نمىباشد چه آنكه در اين فرض اين جسم در پوششى بوده و خون از آن سارى و جارينمىباشد .
قوله : جمع كليه و كلوه : كليه و كلوه همان قلوه مىباشد كه دستگاه تصفيه ادرار است .
قوله : بالضمّ فيهما : ضمير تثنيه به كليه و كلوه راجعست .
قوله : حرم ما تحته من لحم : ضمير در [ ما تحته ] بطحال راجع است .
قوله : و مستنده رواية عمار السّاباطى عن ابيعبد اللّه عليه السّلم : روايت مشاراليها را مرحوم صاحب وسائل در ج ( 16 ) ص ( 379 ) به اين شرح نقل فرموده :
محمّد بن يعقوب ، از محمّد بن يحيى ، از احمد بن محمّد ، از احمد بن الحسن ، از عمرو بن سعيد ، از مصدق بن صدقه ، از عمّار بن موسى ، از مولانا ابيعبد اللّه عليه السّلام و قد سئل عن الجرى يكون فى السّفود مع السّمك ؟
قال : يؤكل ما كان فوق الجرى و يرمى ما سأل عليه الجرّى .
قال و سئل عن الطحال مع اللّحم فى سفود و تحته خبز و هو الجوذاب
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 299
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٩