قوله : مع الاتّفاق على انّه من اقسام الغراب : ضمير در [ انّه ] به غداف راجع است .
متن :
و يحرم من الطير ما كان صفيفه حال طيرانه ، و هو أن يطير مبسوط الجناحين من غير أن يحركهما أكثر من دفيفه بأن يحركهما حالته دون ما انعكس ، أو تساويا فيه أي في الصفيف و الدفيف ، و المنصوص تحريما و تحليلا داخل فيه ، إلا الخطاف
فقد قيل بتحريمه مع أنه يدف فبذلك ضعف القول بتحريمه .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
علامت پرندگان حرام گوشت
و از پرندهگان آنچه در وقت پرواز صفيفشان بيشتر از دفيفشان باشد حرام بوده بخلاف پرندهگانى كه بر عكس دفيفشان بيش از صفيفشان بوده يا ايندو حالت در آنها با يكديگر متساوى باشند چه آنكه اين قبيل پرندهگان حلال گوشت هستند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
صفيف عبارتست از اينكه حيوان در حال پرواز دو بالش را باز نموده و بدون اينكه آنها را حركت دهد در فضاء آسمان بگستراند همچون حركت لكلك و باز و قرقى و امثال اينها .
و مراد از [ دفيف ] آن است كه حيوان در حال پرواز بالهايش را تكان و حركت دهد .
و در [ ذيل ] [ او تساويا فيه ] مىفرماين :
ضمير [ فيه ] به صفيف و دفيف راجعست .