و يفهم من المصنف القطع بحل الغداف الأغبر ، لأنه أخره
عن حكاية المشهور ، و مستنده غير واضح مع الاتفاق على أنه من أقسام الغراب .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
مشهور مىفرماين كه كلاغ زرع حلال است و همچنين [ غداف ] كه كلاغى است كوچكتر از كلاغ زرع و رنگش به خاكسترى مايل مىباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
كلاغ زرع مشهور است به كلاغ زاغ .
و در ذيل [ الى الغبرة ما هو ] مىافزايند :
مقصود از اين عبارت آن است كه حيوان رنگش به خاكسترى تمايل دارد و بخاطر همين تمايلش به رنگ مزبور به كلاغ رمادى و خاكسترى تعريفش مىنمايند .
سپس مىفرماين :
قول به حلّيت كلاغ زاغ را مرحوم مصنف به شهرت نسبت دادند و جهتش آن است كه :
دليل صريح و نصّى كه مخصّص آن باشد در دست نيست بلكه برخى از اخبار مطلق بوده و كلاغ را بدون قيد با تمام اصناف و اقسامش حرام فرموده همچون روايت صحيحه علىّ بن جعفر از برادر بزرگوارش مولانا موسى بن جعفر عليهما السّلام .
در اين روايت آمده :
هيچ كلاغى حلال نيست زاغ بوده يا غير آن باشد .
و در بعضى ديگر از اخبار كلاغ را بطور مطلق مباح قرار داده مانند
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 208
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٨