روايت زراره از احد الصّادقين عليهما السّلام ، در اين حديث شريف اينطور وارد شده :
هيچ كلاغى حرام نيست و حرام همان است كه خداوند متعال در كتابش تحريم فرموده :
سپس شارح ( ره ) مىفرماين :
ولى در عين حال بايد اعتراف نمود كه در اين باب حديث صحيحى غير از اخبار دالّه بر تحريم وجود ندارد از اينرو قول بحرمت متعيّن است پس از نظر ما تمام اصناف كلاغ حرام مىباشند .
پس از آن مىفرماين :
و شايد كسانى كه بتخصيص قائل شده و زاغ و غداف را حلال دانستهاند استنادشان به مفهوم حديث ابو يحيى واسطى باشد چه آنكه در اين حديث تنها كلاغ ابقع و اسود تحريم شدهاند و از مفهوم حصر حضرت در اين دو مىتوان استفاده كرد پس غير آنها يعنى زاغ و غداف حرام نيست .
ولى مفهوم مزبور بملاحظه اينكه مفهوم اسم يا وصف بوده ضعيف مىباشد و نمىتوان به آن اعتماد نمود .
تنبيه
از عبارت مرحوم مصنف در اينجا مىتوان اينطور استفاده كرد كه وى در حلّيت كلاغ خاكسترى يعنى [ غداف ] جازم و قاطع است زيرا آن را از حكايت مشهور كه راجع به خصوص [ غراب ] است به تأخير انداخته ولى واقع امر اين است كه مستند و مدرك واضح و روشنى ندارد مضافا باينكه اين حيوان نيز يكى از اقسام كلاغ بوده كه در روايت صحيحه علىّ بن جعفر
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 209
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٩