برخى از اصحاب و جماعتى از فقهاء علاوه بر تمام بودن خلقت شرط كردهاند كه روح در حيوان حلول نكرده باشد و الّا لازم است كه تذكيهاش نمايند اعمّ از آنكه حيات مستقرّه داشته يا غير مستقرّ الحيوة باشد .
ولى اخبار وارد در اين مقام مطلق است و در آن قيد نشده كه روح دميده نشده باشد و اساسا اين فرض بسيار بعيد به نظر مىآيد كه حيوان خلقتش كامل و تمام بوده و معذلك در آن روح حلول نكرده باشد ، چه آنكه حلول روح از تماميّت خلقت بحسب عادت منفك نمىباشد .
فرع
و در اينكه پس از موت مذبوح ( مادر ) مبادرت به اخراج جنين از شكم لازم بوده يا اخراج عادى و متعارف پس از پوست كندن مادر كفايت نمايد دو احتمال است .
اطلاق اخبار و فتاوى مقتضى است مبادرت و تسريع در آن واجب نباشد ولى در عين حال احتمال اوّلى كه شتاب كردن در اخراج جنين باشد اولى و احوط مىباشد .
قوله : و لو لم تتم خلقته : يعنى خلقت جنين .
قوله : ان لا يلجه الرّوح : ضمير منصوبى به جنين راجع است .
قوله : و الّا افتقر الى تذكيته مطلقا : اعمّ از آنكه مستقرّ الحيوة بوده يا غير مستقرّ الحيوة باشد .
قوله : و الفرض بعيد : يعنى اين فرض كه خلقت تمام بوده و معذلك روح حلول نكرده باشد .
قوله : الى اخراجه بعد موت المذبوح : ضمير در [ اخراجه ] به جنين راجع است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 167
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٧