أعضاؤه ، و أشعر ، أو أوبر كما دلت عليه الأخبار سواء ولجته الروح أو لا ، و سواء أخرج ميتا أو أخرج حيا غير مستقر الحياة ، لأن غير مستقرها بمنزلة الميت ، و لإطلاق
النصوص بحله إذا كان إذا كان تاما .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
تناول و خوردن جنين بواسطه تذكيه مادر زمانى جايز است كه خلقت جنين تمام باشد اعمّ از آنكه روح در آن دميده شده يا نشده باشد و اعمّ از آنكه مرده از مادر جدا شده يا در حال خروج از آن حياتش غير مستقر باشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اين است كه جنين چون داراى مراحل متعدّدى استكه در برخى ناقص و ناتمام است از اينرو بايد بگوئيم :
تنها در صورتى حكم مذكور در حقّ جنين جارى است كه خلقتش تمام بوده و اعضائش كامل شده و موى يا كرك بر آن روئيده شده باشد چنانچه اخبار بر آن دلالت دارند اعمّ از آنكه روح در آن ولوج و حلول كرده يا حلول نكرده باشد و اعمّ از آنكه مرده خارج شده يا زنده بيرون بيايد مشروط به اينكه حياتش مستقّر نبوده و اگر به حال خودش بگذارند باقى نماند چه آنكه غير مستقرّ الحيوة بمنزلة ميّت بوده و هرچه در ميّت گفته شد در آن نيز جارى مىباشد يعنى چون تذكيه مادر در تذكيه جنين كفايت مىكند در زندهاى كه داراى حيات غير مستقرّ باشد نيز حكم همين است .
و از اين گذشته اطلاق نصوص و اخبار دلالت بر حلّيت جنين زمانى دارد كه خلقتش تمام باشد و چون اين اطلاق بر ميت و حىّ كه حيات غير مستقرّه دارد صادق است لاجرم جنين تذكيه عليحدّهاى نداشته بلكه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 161
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦١