نصب [ ذكاة ] مشتمل بر معنائى است مغاير و مخالف با قرائت رفع در حالى كه اگر قرائت رفع را انتخاب كنيم با نصب [ ذكاة ] تنافى ندارد زيرا حرف جارّ مقدّر را [ فى ] فرض مىكنيم و در اين صورت معنا چنين مىشود :
ذكات جنين در ذكات مادرش مىباشد يعنى همين كه مادر تذكيه شد ، جنين نيز تذكيه مىشود و اين معنا با قرائت رفع متّحد است و نفس همين اتّحاد مرجّح آن است كه رفع را بر قرائت نصب به تقريرى كه قائل بيان داشت اختيار نمائيم .
و دو مؤيّد ديگر بر اختيار قرائت رفع وجود دارد :
1 - آنكه حمل حديث بر معنائى كه قرائت رفع مشتمل بر آنست جمع بين هردو روايت و عمل به هردو مىباشد ( روايتى كه [ ذكاة ] در آن مرفوع آمده و روايتى كه كلمه مزبور در آن بنصب خوانده شده است ) .
2 - بار روايات ديگرى كه از اهل بيت عصمت و طهارت در اينباب نقل شده موافق است و بمقتضاى آنكه اهل البيت ادرى بما فى البيت و خاندان وحى خود به آنچه از ايشان صادر شده و به آنچه از طريق وحى در بينشان نازل شده داناتر و آگاهتر از جميع خلايقند مىبايد عبارت مزبور را به منظور توافق و تطبيق بر فرموده حضرات ذوات مقدّسه حمل بر قرائت رفع نمود و مضمونى كه از قرائت رفع استفاده گرديد در اخبار ائمه هدى بسيار و بطور صريح در آنها وارد شده و از همين قول است فرموده مولانا الصّادق عليه السّلام وقتى كه از [ حوار ] سئوال شده و محضرش عرضه شد :
مادر حوار را تذكيه كردهاند آيا مىتوان به همين تذكيه اكتفاء كرد و از حوار تناول نمود ؟
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 158
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥٨