تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
اشكال مرحوم شارح به اعراب مذكور مرحوم شارح مىفرماين : بكلام قائل مزبور دو اشكال متوجّه است : الف : آنكه تقدير مذكور مشتمل بر تعسف بوده به نحوى كه هم از حيث لفظ و هم از جهت معنى محتاج به ارتكاب تكلّف مىباشد . اما از جهت لفظ بخاطر آنكه نياز به تقدير خبر و حذف جار دارد و هريك از تقدير و حذف بر خلاف اصل و نوعى تكلّف بشمار مىآيند . و امّا از حيث معنا بخاطر آنكه حمل [ ذكاة ] دوّمى بر مفعول مطلق و اخذ معناى نوعى خارج از استقامت و طريق مستقيم بوده بدون اين‌كه به آن احتياجى باشد . ب : اين تقدير با قرائت رفع مخالف بوده در حالى كه قرائت رفع هيچ تخالفى با اين تقدير ندارد . توضيح اگر كلمه [ ذكاة ] دوّمى را منصوب بخوانيم و حرف جارّ مقدّر را بتقريرى كه گذشت [ كاف ] بگيريم حاصل معنا اين مىشود كه هم تذكيه مادر لازم است و هم جنين ، فلذا پس از ذبح مادر جنين را مىبايد ذبح كرد . ولى اگر كلمه [ ذكاة ] دوّمى را از باب خبر بودن براى [ ذكاة ] اوّلى رفع دهيم معنا چنين مىشود : ذكاة جنين همان تذكيه مادر بوده و تذكيه عليحدّه‌اى نمىخواهد . و چنانچه ملاحظه مىشود بين ايندو و معنا فرق كلّى وجود دارد پس