باشد زيرا بواسطه سبقت داشتن بر ديگران احق از آنها محسوب ميگردد اعمّ از اينكه زمان بهرهبردارى وى از معادن مزبور طولانى شده يا كوتاه و كم باشد .
سپس در ذيل [ فان توافيا عليه و امكن القسمة وجب قسمة الحاصل ] مىفرماين :
دليل آن اين استكه هردو ايشان در سبب استحقاق با هم متساوى بوده و از طرفى ديگر جمع بين ايشان نيز بواسطه قسمت نمودن معدن ممكن است لاجرم تقسيمش واجب مىباشد اگر چه نتوان بين ايشان به اين نحو جمع كرد كه هردو از يك مكان بردارند .
ناگفته نماند آنچه گفته شد در صورتى است كه معدن مشتمل بر بيش از مطلوب و خواسته ايندو نباشد و الّا مشكل بتوان حكم كرد كه آن را بين ايشان بايد تقسيم نمود زيرا در اين فرض معدن به ايندو اختصاص نداشته و ديگران نيز در آن سهيم هستند .
قوله : و من سبق اليها : ضمير در [ اليها ] به معادن ظاهره راجع است .
قوله : فله اخذ حاجته : ضمائر مجرورى در [ له ] و [ حاجته ] به من موصوله راجع مىباشند .
قوله : و ان زاد عمّا يحتاج اليه : ضمير در [ يحتاج ] به من موصوله و در [ اليه ] بماء موصوله عود مىكند .
قوله : سواء طال زمانه ام قصر : ضمير در [ زمانه ] به اخذ راجع است .
قوله : فان توافيا عليها : ضمير در [ عليها ] به معادن ظاهره
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 491
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٩١