رجل راجع است و مقصود از [ مطلقا ] اين است كه رحل چه كبير بوده و چه صغير باشد .
قوله : على ذلك التقدير : يعنى احتمال اوّل كه نيّت شرط باشد .
قوله : فيصحّ رفعه : يعنى رفع رحل .
قوله : لاجل غيره : يعنى غير صاحب رحل .
قوله : ممّن لا حقّ له : مقصود از من موصوله صاحب رحل مىباشد چه آنكه بنابر احتمال اوّل اگر وى از مسجد مفارقت نمود و تنها رحلش را باقى گذارد حقّش باطل مىشود .
متن :
ثم على تقدير الجواز هل يضمن الرحل رافعه يحتمله ، لصدق التصرف و عدم المنافاة بين جواز رفعه ، و الضمان . جمعا بين الحقين ، و لعموم
على اليد ما أخذت حتى تؤدي ، و عدمه لأنه لا حق له فيكون تفريغه منه بمنزلة رفعه من ملكه و لم أجد في هذه الوجوه كلاما يعتد به .
حكم ضمان و عدم ضمان رافع رحل
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
بنابر اينكه شخص لاحق بتواند رحل ديگرى را رفع كرده و از جايش بردارد كلام در اين واقع مىشود كه آيا وى ضامن رحل هست يا ضمانى بر عهدهاش ثابت نمىباشد :
بايد بگوئيم محتمل است كه رافع رحل ضامن آن باشد زيرا در حق او صادق است بگوئيم در مال ديگرى تصرّف كرده و پرواضح استكه متصرّف