اعتبار شرط دوّم رسما استفاده مىشود بدون اينكه نيازى بتصريح داشته باشد مضافا به اينكه فرموده بعدى مرحوم مصنف در متن آينده نيز دخالت بسزائى در استفاده اين شرط دارد و عبارت بعدى اين كلام است كه فرموده :
و المرجع فى الاحياء الى العرف الخ .
وجه استفاده شرط دوّم از اين عبارت آن است كه كلام در موردى است كه شخص محيى افعال و اعمالى كه در تحقق احياء دخيل هستند مرتكب شده فلذا كلام در اين واقع مىشود كه عرف هر فعل و عملى را كه در تحقق احياء لازم دانست بايد وى انجام بدهد .
و امّا شرط سوّم اگر چه مرحوم مصنف در اين جا به طور تصريح ذكر نفرمودهاند ولى از عبارت ايشان در اوّل كتاب كه فرمودهاند : يتملّكه من احياه به خوبى قابل استفاده است چه آنكه تملّك مستلزم آن استكه شخص قصد آن را داشته باشد .
البته در نسخ متن اين عبارت به دو نحو ضبط و ثبت شده است :
1 - يتملّكه من احياه ، چنانچه نقل شد .
2 - يملكه من احياه ، بدون تاء بعد از ياء .
مطابق نسخه اوّل مىتوان قصد تملّك را از عبارت به خوبى استفاده كرد و تقريرش همان است كه گذشت ولى طبق نسخه دوّم عبارت مفيد آن نيست منتهى ممكن است آن را از قول ديگر مرحوم مصنف كه بعد از رجوع بعرف ذكر كردهاند استفاده نمود و آن اينكلام است :
لمن اراد الزّرع و لمن اراد البيت ، چه آنكه اراده زرع و يا اراده بناء نمودن بيت براى قصد تملّك كافى مىباشد اگر چه تملّك را بخصوص
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 401
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٠١