بتواند از او بستاند .
قوله : فى تضمين من شاء منهم : مثلا زيد كتابى را غصب نمود سپس به عمرو و عمرو به بكر و بكر به خالد انتقال داد حال مالك مىتواند هريك از ايشان را ضامن قرار دهد .
قوله : العين و المنفعة : يعنى مىتواند عين و اجرت منفعت را از هريك كه بخواهد بگيرد مثلا كتاب نزد هركدام يك ماه بوده ، حال مالك كتاب مىتواند به عمرو رجوع كرده و عين كتاب را از وى گرفته و نيز اجرت يك ماهه را از وى مطالبه نمايد چنانچه مىتواند بخالد يا بكر مراجعه كرده و عين و اجرت منفعت را از ايشان بستاند .
قوله : بدلا واحدا بالتّقسيط : مقصود اين استكه اگر كتاب مثلا تلف شده باشد و قيمتش چهارصد تومان باشد صاحب متاع مىتواند اين مبلغ را بين تمام صاحبان يد تقسيط كرده و از هركدام قسطى را بگيرد ، مثلا از هركدام صد تومان كه مجموعا به قدر چهارصد تومان مىشود بستاند در نتيجه صاحب متاع يك بدل ( يعنى يك قيمت ) از تمام صاحبان ايادى گرفت .
قوله : و ان لم يكن متساويا : ضمير در [ لم يكن ] به تقسيط راجع است مثلا از زيد صد تومان و از عمرو دويست تومان و از هريك از خالد و بكر نفرى پنجاه تومان گرفت .
قوله : و كذا له تقسيط ما يرجع به على ازيد من واحد و ترك الباقين : ضمير در [ له ] به صاحب متاع راجع بوده و ضمير در [ به ] بماء موصوله عود كرده و مراد از [ ما يرجع به ] قيمت متاع مىباشد .
مثلا مالك مبلغ چهارصد تومان را بين سه نفر يعنى عمرو و بكر و خالد
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 40
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٠