قدر كم و جزئى ضرر به متعبّدين وارد نكرده و با غرض مطلوب از آن هيچ تنافى ندارد .
مضافا به اينكه اراضى اين قبيل از مواضع ملك شخص خاصّى نيست تا از احيائش ممنوع باشيم .
ولى اين رأى نادر بوده و قائل چندانى ندارد امّا اگر آن را اختيار كرده و صحيح دانستيم در مقام تفريع بر آن بايد گفت :
اگر شخصى قدر كمى از عرفه يا مشعر و يا منى را احياء نمود و بدين وسله مالك آن شد پس از حصول ملك در صورتى كه برخى از حاجيان همان موضع را قصد نموده و براى انجام مراسم عبادت در آن توقف كند اين فعل از وى جايز نيست و مورد نهى مىباشد زيرا بحسب فرض مكان مزبور تعلّق به محيى داشته و ملك او مىباشد قهرا عبادت ناسك در آن تصرّف در ملك ديگرى است كه اگر بدون اذن باشد موجب بطلان عبادت مىگردد و اگر توهّم شود كه نفس عبادت منهى نيست بلكه تصرّف در ملك غير حرام و مورد نهى است و از حرمت تصرّف فساد عبادت لازم نمىآيد .
در جواب گوئيم :
تصرّف منهى عبارت است از حيازت مكان و اشتغال فضاى آنكه از ضروريّات عبادت بوده و مىتوان آن را جزء لا ينفكّ عبادت قرارداد و در واقع نهى از آن ملازم با نهى از چنين عبادتى بوده بلكه صحيح است ادّعاء كنيم نهى از مكان مزبور اصلا عين نهى از عبادت مىباشد فلذا عبادت ناسك بدون اذن محيى قطعا فاسد و باطل است .
مرحوم مصنف در مقام تفريع بر مذهب محقق عليه الرحمه فرمودهاند :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 391
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٩١