3 - زمين مورد احياء حريم براى زمين عامر نباشد .
4 - مشعر و محلّ براى عبادت نباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
امّا دليل شرط سوّم اين است كه مالك زمين عامر حريم آن را نيز مالك است زيرا حريم از جمله مرافق آن بوده و كمال انتفاع از آن موقوف بر حريم است از اينرو ديگرى حقّ تصرّف در آن را ندارد و عنقريب تفصيل حريم و شرح آن خواهد آمد .
و در ذيل [ و انتفائه كونه مشعرا الخ ] مىفرماين :
همچون عرفه و مشعر و منى كه احياء اين قبيل از اماكن و اراضى جايز نيست اگر چه مقدار كم و ناچيزى باشد كه مانع عبادتكنندهگان از عبادت نباشد و دليل آن دو امر است :
الف : بدين وسيله باب مزاحمت براى ناسكين مسدود مىشود .
ب : حق تمام مردم در اين قبيل اماكن ثابت است لذا جايز نيستكه شخص خاصّى بواسطه احياء بخواهد مقدارى از اين اراضى را مالك شود چه كم بوده و چه زياد و چه آنكه تسويغ و تجويز احياء در اين اراضى موجب تفويت غرض شرعى است .
قوله : و انتفاء كونه حريما لعامر : ضمير در [ كونه ] بمورد الاحياء راجع است .
قوله : استحق حريمه : ضمير در [ حريمه ] به عامر راجعست .
قوله : لانّه من مرافقه : ضمير در [ لانّه ] بحريم و در [ مرافقه ] به عامر راجع است .
قوله : كمال انتفاعه عليه : ضمير در [ انتفاعه ] به عامر راجع بوده
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 389
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨٩