تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
يعنى قبل از موات شدن زمين ملك مسلمان يا كسى كه در صلح با مسلمانان بوده نباشد ، بنابراين اگر زمين ملك يكى از آن دو باشد احيائش صحيح نيست زيرا استصحاب ملكيّت سابق حاكم است به اينكه فعلا مالك محترم داشته و بدين ترتيب ديگرى حق احياء ندارد . ناگفته نماند ايندو شرط اعتبارشان مبتنى بر اين است كه زمين به واسطه موات شدن از ملك مالك خارج نشود اعمّ از آنكه ملكيّت بواسطه احياء حادث شده يا سبب ديگر داشته باشد ولى سابقا گفتيم كه حق در اين مسئله تفصيل است و بايد گفت اگر با احياء مالك شده باشد و سپس زمين مبدّل به موات گشته از ملكش خارج شده و ديگرى ميتواند آن را با احياء جديد مالك گردد و اگر سبب ملكيّتش امر ديگريست از قبيل شراء يا ارث يا هبه بواسطه موات شدن ملكيّت باطل نگشته و بدينترتيب ديگرى حق احياء آن را ندارد . قوله : فلو كان عليها يد محترمة : ضمير در [ عليها ] بارض موات راجع است و مقصود از [ يد محترمه ] آن است كه از نظر شرع معتبر بوده و حكم به مالكيّت صاحبش شود . قوله : لم يصحّ احيائها لغيره : ضمير در [ احيائها ] به ارض موات راجع است و ضمير در [ لغيره ] به صاحب يد محترمه راجعست . قوله : اذا لم يعلم انتفاء سبب صحيح للملك او الاولويّة : سبب صحيح براى ملك همچون بيع و براى اولويت مانند تحجير و مقصود از اين عبارت آن است كه : زمانى يد را مىتوان اماره و علامت ملكيّت قرار داد كه انتفاء سبب صحيح بر ملك يا اولويّت معلوم و حتمى نباشد و خلاصه در موردى يد به
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 387 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى