التصرف فيها به غير إذنه . و قد تقدم ما يعلم منهخروجها عن ملكه ، و عدمه . نعم للإمام عليه السلام تقبيل المملوكة الممتنع أهلها من عمارتها بما شاء لأنه أولى بالمؤمنين من أنفسهم .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و : و بر محيى لازم است كه طسق زمين را به صاحبانش بپردازد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
كلمه [ طسق ] بفتح طاء و سكون سين به معناى اجرت مىباشد و مقصود از [ ارباب و صاحبان زمين ] كسانى هستند كه عمارت و بناء آن را ترك نمودهاند .
سپس مىفرماين :
امّا اينكه زمين از ملك ايشان خارج نمىشود دليلش همان است كه قبلا گفته شد يعنى ذكر نموديم زمينى كه مالك مسلمان دارد صرف موات شدنش باعث خروج از ملك مسلمان نمىگردد .
و امّا اينكه ديگرى مىتواند در صورت موات شدن آن را احياء كند و در قبال اجرتى كه به صاحب ارض مىپردازد در آن حقّ تصرّف دارد دليلش روايت سليمان بن خالد است :
در اين روايت آمده : از محضر مباركش سئوال نمودم از مردى كه به زمين مخروبهاى برخوردد مىكند پس آن را از وضعيّت خراب و ويرانه بودن خارج نموده و در آن جوى و نهر آب جارى كرده و آبادش نموده و در آن زراعت كشت كرد پس بر عهدهاش چيست ؟
حضرتش مىفرماين : بايد صدقه يعنى زكات دهد .
عرض كردم : اگر صاحب زمين را بشناسد چطور ؟
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 372
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٧٢