تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
مالك لقطه را از وى به ذمّه مالك منتقل شود و مجرّد امين نبودن او دليل بر وجوب اخذ مال بر مالك نيست چه آنكه اخذ مال از عبد مقدمه حفظ مال غير مىباشد و اگر وجوب به آن تعلّق بگيرد بناچار وجوبش از باب مقدمه واجب است و جاى ترديد نيست با عدم وجوب ذى المقدمه نمىتوان مقدمه آن را واجب دانست و ما چون دليلى بر وجوب و لزوم حفظ مال غير نسبت به مالك عبد در دست نداريم لا جرم نمىتوانيم گرفتن مال از عبد را در حق مالكش واجب بدانيم . بلى ، اگر بنده غير مميّز باشد مرحوم مصنف در كتاب دروس فرموده : به نظر ما در اين صورت ضمان سيد عبد متجه است زيرا بنده در اين فرض بمنزله حيوانى است كه مالى را فاسد كند و به عقيده فقهاء در چنين فرضى مالك حيوان با داشتن قدرت بر حفظ حيوان اگر آن را مواظبت نكند و در نتيجه مالى را تلف كند وى ضامن است و همانطورى كه ذكر شد چون عبد غير مميّز همچون حيوان محسوب مىشود لاجرم ضمان مال تلف شده بواسطه او بر عهده مالكش بايد باشد . شارح ( ره ) مىفرماين : اين استدلال از نظر ما مورد تأمّل و مناقشه است زيرا بين حيوان و عبد غير مميّز فرق است و آن اينكه ذمّه عبد براى تعلّق گرفتن مال غير به آن صلاحيّت داشته در حالى كه حيوان چنين صلاحيّت و قابليّتى را ندارد مضافا به اينكه اصالة البرائة از وجوب انتزاع مال غير از دست عبد و عدم وجوب حفظش مقتضى است كه مالك ضامن نباشد . بلى ، اگر مالك عبد را در التقاط و برداشتن مال غير اذن دهد حق اين است كه با قرض غير مميّز بودن عبد يا امين نبودنش اگر مال در