و بعد از [ يتخيّر الواجد فيه بعد تعريفه حولا ] مىفرمايد :
مقصود از تعريف ، اعلام يكسال است كه بدنبال التقاط واقع شده و مرّات آن متتابع و پشت سر هم باشند بطورى كه سامع بداند مرّه دوّم تكرار قبلى است .
لازم بتوجّه است كه التقاط اگر در شهر واقع شده تعريف و اعلام نيز حتّى الامكان مىبايد در محل التقاط و اخذ واقع شود و اگر در بيابان و دشت حاصل شده هركسى را كه در آن يافتند از امر لقطه مطلّع ساخته و بوى تعريف نمايند و وقتى به شهر رسيدند بقيّه تعريف را در آنجا تكميل نمايند .
فرع
اگر ملتقط قبل از اينكه تعريف كند اراده سفر نمود يا پيش از آنكه مرّات تعريف كامل شود خواست از شهرى كه مال را در آن پيدا كرده سفر نمايد وظيفهاش در هردو صورت اينست كه اگر مىتواند جهت اعلام مال و تعريف لقطه نائبى براى خود بگيرد بر وى متعيّن استكه به اين امر اقدام نمايد و در غير اين صورت موظّفست در بلد التقاط ابتداء تعريف نموده بطوريكه خبر مال پيدا شده در شهر منتشر گشته و ساكنين و اهالى آن مطّلع گردند سپس آن را در شهر ديگر كه قصد مسافرت به آن را دارد تكميل نمايد .
قابل تذكّر استكه ملتقط اگر تعريف را از وقت التقاط از روى اختيار تأخير بياندازد مرتكب معصيت گرديده است .
ناگفته نماند كه سال از همان زمان شروع به تعريف اعتبار و لحاظ مىشود و بر آن احكام تعريف بطور مطلق مترتّب مىگردد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 256
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٦