تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
المجادله و مقريزى و ابو الفتح صوفى و جماعتى ديگر گفته‌اند : مقدار درهم به حبّه خردل برىّ معادل با چهار هزار و دويست حبّه بوده و مثقال با شش هزار حبّه مساوى است . در نتيجه هر مثقال معادل است با يكدرهم و سه هفتم درهم زيرا مقدار 4200 كه يك درهم است وقتى از 6000 كسر گردد الباقى 1800 حبّه خردل مىماند و اين مقدار سه هفتم عدد 4200 است چون يك هفتم آن 600 بوده و از ضرب 600 در عدد 3 رقم 1800 بدست مىآيد پس بايد گفت هر درهم معادل است با هفت عشر ( هفت درهم ) مثقال و در نتيجه هر ده درهمى معادل با هفت مثقال مىگردد . و طبق اين ميزان چون هر مثال شرعى 18 نخود است لاجرم هريك درهمى مساوى با دوازده نخود و شش دهم آن مىباشد . ولى ناگفته نماند از نظر قيمت و ارزش بين آنها اختلاف فاحش است چه آنكه قيمت هر ده درهم مساوى با يك دينار يعنى يك مثقال طلا است چنانچه در باب ديات حضرات فرموده‌اند : ديه مرد يا 1000 مثقال طلا و يا 10000 درهم نقره مىباشد . قوله : او ما كانت قيمته دونه : ضمير در [ دونه ] بدرهم راجع است . قوله : لو كان من غيرها : ضمير در [ كان ] به مال غير حرمى و در [ غيرها ] به فضّه راجعست . قوله : لو ظهر مالكه : يعنى مالك مال غير حرمى . قوله : و عينه باقية : ضمير در [ عينه ] بمال غير حرمى راجعست . قوله : وجب ردّه : ضمير در [ ردّه ] بمال غير حرمى عود مىكند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 254 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى