طلبكار شدند به ديگرى رجوع نموده و مبلغ زائد پس از تقاص را دريافت نمايد .
مثلا يك ماه استفاده از حيوان معادل با پانصد تومان است و نفقهاى كه در يك ماه متحمّل شده 300 تومان است ، پس از تقاصّ مالك 200 تومان ديگر مىتواند از منفق بگيرد .
برخى از فقهاء فرمودهاند :
انتفاعى كه منفق از حيوان برده مطلقا در مقابل نفقه واقع مىشود بدون اينكه حقّ رجوع داشته باشد اعمّ از آنكه مبلغ نفقه بيشتر از انتفاع بوده يا چنين نباشد .
قابل توجه است كه از ظاهر فتواى مشهور اينطور استفاده مىشود كه براى انفاق بر حيوان بردن انتفاع جايز است مثلا براى اينكه آن را به چرا ببرد بايد سوارش بشود تا حيوان به مرغزار برود ، اگر سوار آن شد
جايز است اعمّ از اينكه انتفاع را بعنوان تقاصّ ببرد يا آن را عوض نفقهاى كه متحمّل شده قرار دهد .
قوله : و لو انتفع الآخذ بالظّهر و الدّر و الخدمة : مقصود از [ ظهر ] سوار شدن و بار نهادن روى حيوان است و مراد از [ درّ ] دوشيدن شير بوده و منظور از [ خدمت ] به كار گرفتن حيوان در اعمالى از قبيل شيار و شخم زدن مزارع مىباشد .
قوله : قاصّ المالك بالنّفقة : ضمير فاعلى در [ قاصّ ] به منفق راجع بوده و كلمه [ للمالك ] منصوب است تا مفعول براى [ قاصّ ] باشد و كلمه [ بالنّفقة ] متعلّق است به [ قاصّ ] .
قوله : مطلقا : چه هريك از انتفاع و نفقه از ديگرى بيشتر بوده
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 238
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٣٨