اين قائلين فرمودهاند غير از شاة هر حيوان ديگريكه نتواند شرّ سباع صغير را از خود دفع كند از نظر حكم همچون شاة مىباشد ، يعنى هر حيوانى كه بواسطه دويدن يا پرواز نمودن يا داشتن قوّه و نيروئى قادر بر دفاع از خود باشد حكمش غير از حكم گوسفند بوده و حيوانى كه اينطور نباشد ولو آنكه در شأنش اينست كه وقتى كامل و بزرگ شد حيوانات را از خود رانده و دفع نمايد همچون بچه شتر يا بچه گاو در حكم گوسفند است .
مرحوم مصنف اين قول را از اينرو نسبت به [ قيل ] داد كه نصّ خاصّى در آن وارد نشده بلكه روايت تنها در مورد شاة رسيده لذا غير آن بر ملك مالكش باقى است زيرا استصحاب بقاء ملك مقتضى آن مىباشد بنا بر اين وقتى چنين قائل شديم بر حيوان مزبور حكم لقطه مترتّب شده لاجرم ملتقط بايد يكسال آن را تعريف كرده و پس از آن اگر مالكش پيدا نشد در صورتى كه خواست تملّكش نمايد يا آن را صدقه بدهد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اگر چه در مورد غير شاة نصّ خاصّى وارد نشده ولى در فرموده حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يعنى [ هى لك او اخيك از للذئب ] ايماء و اشارهاى به اين قول مىباشد زيرا اين فرموده حضرت در شاة معلول آن است كه شاة قادر بر دفاع از درّندهگان نبوده لاجرم اين امر منجر مىشود به اينكه يا نصيب واجد شده يا ديگرى و يا طعمه سباع ميگردد و وقتى اين علّت عينا در غير شاة وجود داشت على القاعده حكم مذكور در آن نيز بايد جارى گردد منتهى اين استدلال چون اشبه به قياس و استحسان بوده و ما اماميّه از آن حذر داريم لاجرم مصنف بعلّت مستنبطه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 224
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢٤