شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
اگر عبد ، مبعّض بوده و قرار مهايات با مولايش داشت اين معنا مانع از عدم صحّت التقاطش نمىباشد .
توضيح
اگر عبدى مقدارى از آن همچون نصفش آزاد بود و قرار با مولا گذارد كه نيمى از روز مثلا از طلوع فجر تا ظهر را براى خود كار نموده و نيمى ديگر از روز يعنى از ظهر تا شب را براى او كار كند اين قرارداد را مهايات گويند .
حال شارح ( ره ) مىفرماين :
مهايات مانع از آنچه گفته شد نيست يعنى اين عبد نيز التقاطش باطل است مگر مولا اجازه دهد اگر چه التقاط در زمانى كه بحسب قرارداد اختصاص به عبد دارد واقع شده و زمانى كه براى وى تعيين شده وافى به حضانت لقيط باشد و جهتش آن است كه مهايات لازم و ثابت نيست زيرا بسا ممكن است در هر آنى از آنات مانع برسد يعنى مولا از قرارى كه گذارده برگردد .
بلى ، اگر براى لقيط كفيلى غير از عبد پيدا نشد و از طرفى ديگر خوف تلف بر آن بود و بقائش وى را در معرض ضياع و فساد قرار دهد فتواى مرحوم مصنف در كتاب دروس اينست كه در چنين موقعيّتى بر عبد واجب است بدون اذن مولى او را التقاط نمايد .
البته اين التقاط و لقيطى كه بدست عبد آمده در واقع حكم لقطه را ندارد بلكه ضرورت ايجاب وجوب اخذ آن را نموده و جهتش صرفا انقاذ نفس محترم از هلاكت است فلذا هركس كه اهليّت التقاط را
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 167
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٧