در آن راوى از محضر امام صادق عليه السّلام سؤال مىكند از مردى كه خادمى داشته و گفته است :
خادم من تا زمانى كه فلانى در قيد حيات است برايش خدمت كند و وقتى فوت كرد آزاد باشد پس كنيز پنج يا شش سال پيش از فوت مخدوم فرارى شد و پس از فوت ورثه مخدوم او را يافتند ، آيا مىتوانند او را به خدمت وادار كنند و پس از فرارى شدن استخدام نمايند .
امام عليه السّلام فرمود : خير ، وقتى مخدوم فوت كرد كنيز آزاد مىشود
مورد حديث همانطورى كه ملاحظه مىشود آنجائى است كه مولى عتق كنيزش را بر فوت مخدوم معلّق نموده ولى اگر آزادى را بر موت شوهر نيز معلّق سازد آن هم حمل بر مورد خبر شده و حكم حديث را در آن اجراء مىكنند زيرا بين مخدوم و زوج شدّت مشابهت مىباشد ولى به غير ايندو ديگر نمىتوان تعدّى كرد چون از نصّ بسيار بعيد و بدور مىباشد .
قوله : عتق عبده او امته بوفاته : ضمائر مجرور بمولى راجعست
قوله : تفعيل من الدبر : كلمه [ الدبر ] بضم دال و سكون باء يا بضمّ هردو عقب و مؤخّر هر چيزى را گويند .
قوله : او تعليقه على وفاة زوج المملوكة : اضافه [ تعليق ] به ضمير از قبيل اضافه مصدر بمفعول است ، ضمير فاعلى بمولى و ضمير مفعولى به عتق راجعست .
قوله : فعلّق عتقها على وفاة زوجها : كلمه [ وفاة ] به معناى ترتيب ذكرى يعنى عطف مفصل بر مجمل است ضمر فاعلى در [ علّق ] به مولى و در [ عتقها ] به امه راجعست .
قوله : لجواز اعارتها للخدمة : ضمير در [ اعارتها ] بامه راجع است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 6
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦