معلّق نمايد مثلا بگويد :
انت حرّة دبر وفات زوجك ( تو پس از مرگ شوهرت آزاد هستى ) .
3 - در موردى كه مولاى كنيز يا عبد ايندو را براى خدمت نزد كسى فرستاده حال به ايشان مىگويد :
انت حرّ دبر وفات مخدومك ( تو پس از مرگ مخدوم آزاد هستى ) .
شارح ( ره ) در ذيل [ التّدبير تعليق الخ ] مىفرماين :
كلمه [ تدبير ] بر وزن تفعيل مصدر است از اين باب و مأخوذ از [ دبر ] چه آنكه وفات دنبال حيات مىباشد .
و در دنبال [ او تعليقه على وفاة زوج المملوكة ] مىفرماين :
مقصود مملوكهاى است كه مولايش وى را تدبير نموده يعنى عتقش را بر وفات زوجش معلّق و موقوف ساخته است .
و در تعقيب [ او على وفاة مخدوم العبد ] مىفرماين :
يا وفات كنيز چه آنكه عاريه دادن كنيز به منظور خدمت براى ديگرى جائز بوده بلكه همانطورى كه عنقريب انشاء اللّه خواهد آمد منصوص مىباشد .
سپس مىفرماين :
صحّت تدبير در قسم اوّل اجماعى بوده و در قسم اخير مشهوريست زيرا عتق وقتى تأخيرپذير بود همانطورى كه تنجيز را قبول مىكند و از آن طرف بين اشخاص نيز تفاوتى وجود نداشت ممكن است ان را بوفات غير مولى از كسانى كه با مملوك علقه و آميزش دارند نظير زوج و مخدوم معلّق گردانيد .
و دليل ديگر : اصالة الجواز و اصالة عدم اشتراط التّنجيز مىباشد .
و دليل سوّم بر جواز آن روايت صحيحه يعقوب بن شعيب است كه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 5
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥