حضرت فرمودند : اگر تدبيركننده بحمل كنيز مطّلع باشد ، پس آنچه در شكم كنيز است بمنزله خود كنيز بوده و هردو مدبّر مىباشند و اگر نداند پس آنچه در شكم است رقّ مىباشد .
اين روايت همانطورى كه ديده مىشود دلالت دارد بر اينكه دخول حمل در تدبير مادر مشروط بعلم تدبيركننده مىباشد نه اينكه به طور مطلق و بدون شرط باشد پس بر مصنّف لازم بود كه وقتى حكم را بروايت نسبت مىداد همچون روايت آن را مقيّد مىفرمود .
بلى بعضى از اصحاب قائلند به اينكه تدبير ولد در تدبير مادر به طور مطلق داخل است همانطورى كه ولد متجدّد بعد از تدبير داخل مىباشد منتهى اين فرض در روايتى نقل نشده است .
و مرحوم شيخ در كتاب نهايه و جماعت ديگر بمضمون روايت فتوى دادهاند .
قوله : مروى فى الصّحيح : روايت مذكور را مرحوم صاحب وسائل در ج 16 ص 76 به اين شرح نقل نموده است :
محمّد بن يعقوب ، از حسين بن محمّد ، از معلىّ بن محمد ، از حسن بن على الوشّاء ، از ابى الحسن الرّضا عليه السّلام قال : سئلته عن رجل دبّر جارية و هى حلبى الخ .
قوله : على اشتراط دخوله بالعلم به : ضمير در [ دخوله ] به تدبير ولد راجع بوده و در [ به ] بحمل عود مىكند .
قوله : فكان على المصنّف ان يقيّده : ضمير منصوبى در [ يقيّده ] بدخول تدبير ولد در تدبير مادر مىباشد .
قوله : حيث نسبه الى الرّواية : ضمير منصوبى در [ نسبه ] به
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 37
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٧