تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
شده لاجرم دو تومان ما بقى را ارباعا تقسيم مىنمائيم يعنى آن را به چهار قسمت كرده يك قسمت آن‌كه پنج ريال باشد به پدر و سه قسمت ديگر كه پانزده ريال است به دختر مىدهيم قهرا از مجموع ما ترك 45 ريال به دختر و 15 ريال به پدر داده شد كه نصيب پدر مبلغ 5 ريال از سدس بيشتر است و در صورت اقرار به زوج همان پنج ريال را بايد بزوج بدهد نه نصف پانزده ريال را كه هفت ريال و نيم باشد . قوله : و كذا ان كان الام و ليس لها حاجب : ضمير در [ كان ] به مقرّ راجع بوده و در [ لها ] نيز همچنين مىباشد و مراد از [ حاجب ] قريب و نزديك ميّت است كه مانع ارث زائد از سدس براى مادر بشود و آن دو نفر مىباشند : 1 - فرزند ذكور ميّت . 2 - چهار برادر ابوينى يا ابى براى ميّت . مؤلف گويد : مثلا از مىّ يك دختر و مادر اگر باقى بماند و ما تركش شش تومان باشد عينا مانند صورتى است كه از او پدر بجاى مانده و آنچه در آنفرض گفتيم در اينجا نيز جارى است . قوله : عن نصيبها : يعنى سدس . متن : ما تناولته العبارة فقد يدفع نصف ما في يده ، كما لو لم يكن وارثا غيره أو هو الأب مطلقا ، و قد لا يدفع شيئا كما لو كان هو الأم مع الحاجب و تنزيل ذلك على الإشاعة يصحح المسألة ، لكن يفسد ما سبق من الفروع ، لأنها لم تنزل عليها .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 368 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى