تنبيه
طبق نقل مرحوم مصنف در اينجا از مشهور كه فرمودهاند : لو تصادق اثنان فصاعدا على نسب غير التّولد الخ مقتضاى عبارت آنست كه تصادق در تولّد موجب تعدّى به ورثه متصادقين مىشود مضافا به حكمى كه سابقا در تولّد گذشت و گفتيم اگر مقرّ به ولد صغير بود نسبش بودن اعتبار تصديق ثابت شده و در صورتى كه كبير باشد در ثبوت نسب و الحاق آن تصديق شرط است و حاصل كلام آنكه :
در تولّد و اقرار به آن تصادق موجب ثبوت نسب گشته و توارث بين متصادقين و ديگر ورثه تثبيت مىگردد ولى در غير تولّد اگر تصادق واقع شد صرفا مسئله ارث بين متصادقين بوده و به وارث ديگر سرايت نكرده مگر آنكه تصديقى ديگر از ناحيه آنها واقع شود .
و اينفرق بين تولّد و غير آن از ساير انساب با اينكه در هردو تصادق معتبر است روشن و واضح نيست .
قوله : كالاخوّة : يعنى هركدام ادّعاى برادرى با ديگرى را بنمايند .
قوله : صحّ تصادقهما و توارثا لانّ الحقّ لهما : ضمائر تثنيه به متصادقين راجعست .
قوله : و لم يتعدّهما التّوارث : ضمير منصوبى در [ لم يتعدّهما ] به متصادقين عود مىكند .
قوله : الى ورثتهما : يعنى ورثه متصادقين .
قوله : فيقتصر فيه على المتصادقين : ضمير در [ فيه ] به حكم نسب راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 345
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٤٥